تبليغاتX
مدارا

مدارا

...

«در اين باغ كوچك چرا / چرا صداي تبر قطع نمي‌شود؛ چرا صداي افتادن؟…» (منوچهر آتشي)
جوامعِ توده‌ايِ خسته و درمانده از استبداد، محتاج انقلابند ولي انقلاب، رهايي‌بخش اين مردمان نيست كه وضعيتي سخت‌تر را براي آن‌ها رقم مي‌زند. در اصل جوامع توده‌اي، به‌ويژه جوامع شرقي، در پارادايم (الگوي تاريخي) تقدير به سر مي‌برند و به ناچار در زماني كه جور و استبداد؛ خود، شرايط سقوط و اضمحلال خويش را فراهم كرده، مردم به صورت تخديري، در حضوري تقديري، انقلاب را پي‌ريزي مي‌كنند. توده‌ها، پس از پيروزي انقلاب، دوباره به خانه‌ي خويش عزيمت مي‌كنند تا انقلابي‌هاي پيروز كه زمامداران جديداند، براي آن‌ها وضعيتي بهتر را رقم بزنند، اما بهبودي اوضاع و شرايط بهتر در انتظار آن‌ها نيست. در واقع، پس از مدتي، مردم مغموم شده و پشيمان شده، ياد «ديروز بخير» و «دريغ از پارسال» سر مي‌دهند. مردماني كه تا قبل از پيروزي انقلاب، شادمانه و تقديري شعار مي‌دادند و آرزومند بودند كه گفتمان تقديري و رهايي‌بخشِ رمانتيكِ «پايان شب سيه، سپيد است» براي آن‌ها تحقق يابد، پس از مدتي متوجه مي‌شوند كه پايان شب سيه، سپيد نيست و چه‌بسا تيره‌تر از قبل باشد! اين وضعيت، سرنوشتِ اكثر انقلاب‌هاي توده‌اي و رهايي‌بخش بوده و هست. به گفته‌ي "ميشل بن سايق": «هرگز آن روز نخواهد آمد كه لزوماً پس از شب تاريك، دولت حقه‌ي عدالت پناه و آزادي‌خواه تأسيس شود و در واقع، بهترين نمونه، براي حذف بدي، بلافاصله پس از جشن پيروزي، خود تبديل به بدترين نمونه مي‌شود».


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه هجدهم دی 1388ساعت 15:47 توسط حميد موذني| |
 در باب بازی‌ها و آیین‌های مشروع‌بخش استبداد  در جوامع توتالیتر

 توتالیتاریسم (تمامیت‌خواهی)، جامعه را به خودی و غیرخودی تقسیم می‌کند، حوزه‌ی خصوصی افراد را از بین می‌برد، رسانه‌ها را محدود می‌کند، روزنامه‌نگاران مستقل، روشنفکران و دگراندیشان را تبعید کرده، شکنجه می‌دهد، و یا اعدام می‌کند، مدام از دشمنی فرضی صحبت می‌کند، طرفداران آن دارای لباس‌های متحدالشکل‌اند و مشخصه‌ی مشابهی دارند و یک پیشوا، در صدر تمام امور سیاسی، نظامی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و عقیدتی کشور قرار دارد. بر اساس این خصایص، توتالیتاریسم را می‌توان بدترین نوع نظام سیاسی برای مردم یک جامعه تصور کرد اما چگونه است که مردم یک جامعه در چنین نظامی دخیل شده و پس از آن نیز به مشروع‌بخشی آن یاری می‌ رساند.

پیشنهاد: لطفن مطلب دوست فرزانه ام نی ما جوادپور را در مورد مطبوعات بوشهر مطالعه کنید

 


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 21:56 توسط حميد موذني| |
. مرجع تقلید  سبز حقوق بشر در گذشت . آیت الله منتظری مردی بزرگ بود ویاد او برای همیشه  در خاطره ها می ماند. وی در زمان شور انقلابی ۵۷ که هر رفتاری در جامعه رادیکال ایران  فهرمانانه بود و توجیه هم نمی خواست در برابر خشونت ورزی به " دیگری" سر مخالفت برداشت و در کوتاه زمانی مانده  که می توانست ردای رهبری را بر تن کند  حقیقت را بر کسب قدرت ترجیح داد تا آبروی روحانیت شود. وی در زمان قبل از فوت نیز بر همین مشی خود ادامه داد و از جنبش سبز مردمی ایران حمایت نمود. در فقه نیز او حقوق بشر را ارجح تر از حقوق مومن بر شمرد تا بر وجه حقوق بشری خود صحه بگذارد و نشان دهد که انسان  و حرمت انسانی از هر چیزی والاتر است. منتظری با مواضع انسانی و حقوق بشری خود در  دفاع از حقوق " دیگری"  و احترام به دگر اندیشی بر وجهی تاکید کرد که حلقه ی مفقود شده ی انقلاب ۵۷ بود و جنبش سبز میتواند  از این رویکرد در گفتمان سازی صلح طلبانه آزادیخواهانه و حقوق بشر ی خود بهره ببرد. منتظری گاندی  تاریخ روحانیت تشیع شد  و از این رو شخصیت او بزرگ است و در تاریخ مانا خواهد شد . یادش گرامی و روانش شاد!!
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 21:31 توسط حميد موذني| |

                                                                   

۱.دانشجو به درک این مهم دست یافته است و  به همین علت امروز سرخی را با سبزی تعویض کرده تا آزادی از حسرت به واقعیت تبدیل شود.  او می داند که رادیکالیسم انقلابی تنها به باز تولید وضعیت پیشین رقم خواهد خورد و بر اساس این تجربه ها او اکنون شور و شعور را به هم تلفیق کرده است. به نظر میرسد سبزی رشد وآگاهی و تفسیر آگاهانه مبتنی بر شجاعت و مقاومت می تواند وضعیتی بهتر را رقم بزند. وضعیتی که در آن دشمنی فرضی به باز تولید وضعیت استبداد کمک نمی کند و به جای توده ها، در آن جامعه مدنی شکل می گیرد. اجماع، جای خود را به عقلانیت می سپارد و حکومت تحت نظارت جامعه مدنی است. در اصل «جنبشِ دانشجوییِ سبز» دیگر  خودی و غیر خودی نمی کند  و معطوف به احترام به دیگری، حفظ محیط زیست، تقویت جامعه مدنی و پلورالیسم (دینی و سیاسی و قومی) است .
«جنبشِ دانشجوییِ سبز» با توجه به تجارب تاریخی خودعمق یافته  و بدین دلیل خون نمی باشد که امید می طراود زیرا که دیگر بس است و...
«حال تو هی/شکل « نوشتن» را عوض می کنی پیاپی و آنها شکل « کشتن» را/اما همیشه تو/کمی/ عقبی/..../حال تو هی/ شکل نوشتن مرگ را عوض می کنی و پیاپی و آنها شکل کشتن را/و من/ ـ امروز و اینجا ـ می گویم:/« کافی است!/یک چند نیز/شکل نوشتن زندگی را/ تمرین کن» (منوچهر آتشی)


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 11:5 توسط حميد موذني| |
                                      

پنچ شنبه 10 دسامبر (19 آذرماه) روز جهانی حقوق حیوانات است . در واقع این روز  روز انسانیت است . روزی که انسان متمدن با یاد آوری احترام به دیگری میتواند  انسانیت خود را یاد آوری نماید. من  در حضور دیگری معنا دارم و با حضور دیگری است که من میتوانم   از من بگویم. دموکراسی تنها با احترام به حقوق دیگری معنا میابد.از مجموع آرا من و دیگری حکومت دموکراتیک شکل میگیرد تا اکثریت حکومتی شکل دهند که دیگری باخته نیز حقوقش رعایت شود و بازی ادامه یابد. پلورالیسم هم یعنی پذیرش  و احترام همه ی دیگریها ... اما باید این مهم را بدانیم که دیگری شامل سگ و گربه و گاو و بز و همه ی موجودات میشود و تنها شامل حقوق انسان نیست . جامعه متمدن و آزاد جامعه ی احترام به دیگری است و ظلم و شکنجه حتا نسبت به حیوانات  در چنین جامعه ای قباحت دارد و زشتی .در چنین جامعه ای همینطور که نهادهای مدنی حافظ منافع صنفی و ... آدمها هستند نهادها ی مدافع حقوق حیوانت نیز فعالند و پی گیر حقوق حیوانات. باید بدانیم و درک کنیم که زندگی دموکرانیک و متمدنانه در بهترین وضعیت یعنی وجود داشتن و ساری و جاری بودن حرمت دیگری در آن جامعه....   تا زمانی که اجساد گربه و سگها کنار خیابانها و جاده ها رها شده و پای ما با دیدن حیوانات به جای فشار پدال ترمز بر پدال گاز فشار می آورد و به جای کمک به حیوانات مصدوم و بیچاره خود به اذیت و  آزار آنها مبادرت میکنیم و یا در برابر متعرضین به حقوق حیوانت ساکت هستیم دموکراسی در ایران واقعیت پیدا نمیکند...  بخشی از جامعه مدنی برای دفاع از حقوق مردم در برابر قدرت است و بخشی دیگرایجاد نهادهای مدنی حقوق حیوانات است  اصل ا ساسی انسان بودن در همین مهم خلاصه شده یعنی  حرمت دیگری  و دیگر هیچ... جنبش سبز جنبش علاوه بر مبارزه علیه دیکتاتوری  دفاع از حقوق حیوانات و محیط زیست نیز هست . این جنبش انسانی است و دفاع از حقوق دیگری و حرمت دیگری در آن اصل است. برای نیل به دموکراسی در هر وضعیت بد و بغرنجی هم که هستیم بایست به این مهم دقت کنیم که  برای مبارزه علیه جور و استبداد خود مستبدی علیه ضعفا  و حیوانات نباشیم...

 سلام بر همه سگها گربه ها بزها  کلاغها گنجشکها بلبلها و ...این روز زیبا را به همه ی این حیوانت زیبا و دوست داشتنی تبریک میگم و آرزوی سلامتی و خوشی برای همه ی آنها دارم. با شاد بودن آنها من نیز شادم و احساس میکنم انسانم....

به وبلاگ این انسان خوب هم سر بزنید.http://gorbeh-irani.persianblog.ir/

 

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 8:28 توسط حميد موذني| |
                       

 روزنامه‌نگار یا باید زبان سرخ داشته باشد، یا که نباید روزنامه‌نگاری نماید. اهمیت و لزوم "باید" و "نباید" روزنامه‌نگاری با هدف نقد تمامیِ باید و نبایدهای همه عرصه‌هایی است که روزنامه‌نگار با آن سر و کار دارد.
باید و نبایدهایِ سیاست، جامعه، سنت، اقتصاد، فرهنگ، دین و... همه و همه در گروِ وجود باید و نباید روزنامه‌نگاری نهفته است. روزنامه‌نگار می‌باید به واسطه‌ی این اصل، در برابر تمامیِ باید و نبایدهای ایدئولوژیک و غیره که علیه عشق، آزادی، عدالت و انسانیت، موضع گرفته و سد راه زیستِ انسانی قرار گرفته‌اند کوتاه نیاید و دست به مبارزه زند. در واقع کار رسانه‌ای و کنش و واکنش شخصیت روزنامه‌نگار، وابسته به باید و نبایدی است که در منشور اخلاق روزنامه‌نگاری نهفته است: روزنامه‌نگار باید علیه سنت‌های جزم و قدرت‌های استبدادی و اقتصادی که انسان را از انسانیت تهی کرده، منفعل نموده و ابزار خود ساخته‌اند، دست به مبارزه زده، آگاهی بخشی نماید و انسان را آزاد نماید.


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 23:12 توسط حميد موذني| |
 

حتماً پدران و والدین متعصب و رمانتیک را در خانواده خود و یا خانواده‌ای آشنا مشاهده کرده‌اید که با چه ولع و احساسی به پای دیدن فیلم‌های هندی و یا سریال‌های تلویزیونی عاشقانه و رمانتیک می‌نشینند و ضمن همذات‌پنداری با عاشق و معشوق فیلم، بغض کرده، اشک می‌ریزند. والدین برای سپری نمودن روزها و شب‌های دیگر خود نیز به دنبال چنین فیلم‌ها و سریال‌های عاشقانه می‌گردند تا احساسات خود را ارضا ‌نمایند. جهان واقعی این پدران و والدین اما متضاد با لحظات یک ساعت و دو ساعت سپری شده در برابر فیلم و سریال است. در واقع، با پایان فیلم و در دنیای واقعی این والدین میانه‌ای با عشاق سینمایی ندارند و در خانواده خود، آن‌ها در نقش بدمن‌های فیلم (شخصیت‌های منفی) نقش‌آفرینی می‌کنند! در واقعیتِ زندگی، این پدرها، فرزندان و به‌ویژه دختران خود را از عشق بر حذر می‌دارند، تلفن های آن‌ها را کنترل می‌کنند، در صورت مشاهده رفتار عاشقانه آن‌ها را تنبیه می‌کنند، و گاه حتا دست به قتلِ عاشق و یا معشوق می‌زنند و … فرزندان و دختران این خانواده‌هایِ پدرسالار وضعیتی همچو روشنفکران در نظام‌های توتالیتر (تمامیت‌خواه) دارند. در نظام‌های تمامیت‌خواه (توتالیتر) آن‌چه در خانه‌ها علیه فرزندان جاری‌ست در جامعه علیه روشنفکران رواست. در خانواده و نظام توتالیتر، روشنفکر و فرزند به ظاهر دوست داشته می‌شوند ولی هر دو مجاز به روشنگری نیستند و حق انتخاب ندارند که بایست تابع وضعیتی باشند که پدر و سلطان آن را وضع کرده‌اند. توتالیتاریسم به شهروندان خود وعده‌های پوشالی می‌دهد و شهروندان باید فقط وعده را بپذیرند.


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 16:17 توسط حميد موذني| |
 

«پرسه‌زن سوژه‌ای حیرت‌آور و شاعرانه و جنبه‌ی حماسی زندگی مدرن است» (بودلر)
"پلیس اخلاق اجتماعی" کارکردی معطوف به سرکوب پرسه‌زنی و گفتمان شهروندی و همچنین تقویت ایدئولوژی همسان‌سازی و یکرنگ نمودن دارد. آرشیو دیداری و شنیداری مردم جوامع توتالیتر و بنیادگرای مذهبی! آکنده از برخورد با دختران و پسران جوانی است که در حال پرسه‌زدن در پاساژها و یا اماکن عمومی همچو پارک‌ها می‌باشند. خشونت و برخورد در برابر این جوانان، گرچه به عنوان بهداشتی نمودن فضاهای اجتماعی تبلیغ می‌شود، اما در اصل هیچ نیست، جز برخورد علیه شهریت و مدنیت!


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388ساعت 15:12 توسط حميد موذني| |

 

هفته گذشته هفته نامه نصیر بوشهر در نگر خواهی خواهی خود از دوستداران محیط زیست از من نیز به عنوان مسئول انجمن زیست محیطی زیست  به طرح سوال پرداخت که در زیر می خوانید:

همان‌طور که مردان در طول تاریخ به جنسیت و جنس زن تجاوز کردند، طبیعت نیز در طول این دوران مورد تجاوز گفتمان مردسالاری قرار گرفت. تجاوز به زندانیان یا وجود اتفاقاتی همچو بازداشتگاه کهریزک نشانه‌ی بی‌توجهی انسان و حاکمیت‌ها به انسان و طبیعت است. در اصل کهریزک نمود دیگری از تجاوز ما به طبیعت و انسان است. اکنون نیز جنبش "دفاع از حقوق زنان" و "دفاع از محیط زیست" بازتاب دفاع در برابر این تجاوز و ظلم تاریخی است. در واقع ما باید از فرهنگ مردسالارانه‌ی تجاوزگر و تخریب‌گرایانه طبیعت عبور کنیم و این تنها در یک وضعیت دموکراتیک و یا در یک نظام سیاسی باز شکل می‌گیرد و برعکس.


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 17:22 توسط حميد موذني| |

توتالیتاریسم، نماد غریزه مرگ است و جاده، نماد توتالیتاریسم است. در نظام‌های توتالیتر، تصادفات راهنمایی و رانندگی در اوج است و افراد خسته و مستأصل از زیست در این نظام، با اتومبیل خود، دیگری و خویشتن را به کام مرگ می‌فرستند. خودکشی و دگرکشی در جاده‌های توتالیتاریسم به تصادف تعبیر می‌شود.
اتومبیل، در نظام توتالیتر، به جای فردیت دادن به شهروندان، به طور مکرر مورد تعرض و تفتیش قرار می‌گیرد و تنها زمانی، اتومبیل فردیت می‌بخشد که پای عزراییل در کسوت پای راننده او را به سوی نیستی سوق می‌دهد و پس از آن است که در آمبولانس، جسد او فردیت می‌یابد. اما سرانجام کار توتالیتاریسم، از جاده‌ها به خیابان‌ها ختم می‌شود. دموکراسی، نماد غریزه زندگی است و خیابان، نماد دموکراسی است. شهروندان خسته از توتالیتاریسم، در نهایت به خیابان آمده و غریزه مرگ سرانجام تسلیم غریزه زندگی می‌شود. شهروندان در آخر عمر توتالیتاریسم، با گذار از غریزه مرگ، غریزه‌ی زندگی را فریاد می‌زنند و سرانجام جاده‌های توتالیتاریسم به خیابان‌های دموکراسی ختم می‌شود.


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 19:29 توسط حميد موذني| |